اسكندر بيگ تركمان
50
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ذكر وقايع خراسان و آمد و شد خواقين اوزبك بدان ديار نزهت بخش سعادت نشان بعد از ارتحال خاقان سليمان شأن سخن پرداز اين شيرين حكايت * چنين كرد از سخن دانان روايت كه عبيد خان بن محمود سلطان بن ابو الخير خان بن دولت شيخ اغلق كه از نژاد شيبان بن جوجى بن چنگيز خان و عمزادهء حقيقى شيبك خان بن بوداغ سلطان بن ابو الخير خان مذكور است هميشه در آرزوى ملك خراسان و بدست آوردن بلدهء فاخرهء هرات بود از بيم شعلهء شمشير عالم گير حضرت خاقان سليمان شأن و ظهور واقعهء شيبك خان در ملك بخارا خزيده دم در كشيده بود بعد از واقعهء نازلهء خاقان سليمان شأن و حداثت سن حضرت شاه جمجاه جنت مكان و اخبار منازعهء امراء خود رأى قزلباش به گمان آنكه ممالك ايران بى صاحب و در دست چند متغلب است دندان طمع بملك خراسان تيز كرده شش مرتبه بعزم تسخير لشكر بخراسان كشيد و از سروش عالم غيب اين ندا بگوشش ميرسيد : بيت خاكساران جهانرا بحقارت منگر * تو چه دانى كه درين گرد سوارى باشد معهذا متقاعد نگشته در هر مرتبه كه حضرت شاه جنت بارگاه جهت دفع فتنهء او در حركت آمده آفتاب شقه رايت فتح آيت بر ساحت ملك خراسان ميتافت انجم صفت ناپيدا گشته فرار بر قرار اختيار مينمود با آنكه بكرات و مرات اين حركت كرده خود را ميآزمود باز در غيبت موكب جهانگشاه روى بدان صوب آورده بتسخير قلاع و خرابى مملكت ميپرداخت مجملا از خون ريختن و فتنه انگيختن دلگير نگشته تا دوازده سال ملك خراسان لگدكوب اوزبكان و ضعفا و زيردستان پايمال سم ستوران و مردم آن ولايت از جور او بجان رسيده آسودگى نداشتند . ذكر آمدن عبيد خان مرتبهء اول بخراسان در همانسال كه خبر واقعهء ناگزير حضرت خاقان سليمان شأن بماوراء النهر رسيد عبيد خان خانان و سلطانان چنگيزيه را بمعاونت خود استدعا نموده باتفاق كوجم خان بن ابو الخير خان كه در سمرقند رايت سلطنت افراخته به جهت آسينه بتوره و پادشاهى چنگيزى صاحب سكه و خطبهء ممالك ماوراء النهر و تركستان بود و ابو سعيد سلطان وسونجك محمد سلطان والى تاشكند با لشكر جرار و اوزبكان خونخوار از جيحون [ 38 ] عبور نموده بخراسان آمدند دورميش خان شاملو كه للهء سام ميرزا و بيگلر بيكى خراسان بود برج و باره هرات را استحكام داده بتحصن و قلعه دارى قرار داد و مردم كار ديده بحراست دروازهها تعيين نموده بلوازم قلعه دارى پرداخت و سلاطين اوزبك با غلبه و ازدحام تمام بهرات آمده شهر را احاطه نمودند و هر كدام در طرفى فرود آمدند و همه روزه جنگ پيش آورده چند ماه فيما بين آتش حرب و پيكار التهاب داشت و غازيان شاملو آثار جلادت و مردانگى بظهور آورده در مدت محاصره نگذاشتند كه احدى بنزديك قلعه آيد روزى در باغ مراد عبيد خان و سونجك محمد سلطان بزمى آراسته بصحبت مشغول بودند و باغ سفيد محل پاسبانى اوزبك بود دورميش خان جمعى از مبارزان شاملو را بدان صوب فرستاد در باغ سفيد فيما بين قتال عظيم بوقوع پيوست جنود اوزبك مغلوب شدند و غازيان در باغ